مؤلف مجهول
25
هفت كشور و سفرهاى ابن تراب ( فارسى )
شبروى بىمثل و در روندگى چنان تيزگام كه اگر [ 125 ب ] بعد از شام از مشرق گلبانگ بر قدم زدى پيشتر از صبح صادق عالمافروز بر لب درياى مغرب گرد راه از رخسارهء غبارآلود شستى . چون داغ غلامى شهريار از روى اخلاص بر جبين بندگى كشيده بود كارش بدان مقام رسيد كه خلايق كشورى تابع فرمان او شدند . بيت هركه با اعتقاد بر درِ شاه * بندگى كرد بختيار شود پادشاه از غايت شفقت كشورى را به او ارزانى داشت و كار و بار عمارت و زراعت به عهدهء خواجه رغام [ محوّل ] كرد كه يكى از مقرّبان درگاه عالم پناه بود و خواجه را عظمت و جلال در مرتبه [ اى ] كه هر روز فلك لاجوردى به سطل نقرهاى ماه از سرچشمهء خورشيد زمين جلوهگاه او را آب دادى . نظم سليمان مكانى فريدون نشان * پى خدمتش بسته جوزا ميان سعادت مكين « 1 » ، بندهاش در قدم * شده حرف دولت به نامش رقم [ خواجه رغام و نسيم ] قضا را روزى از جايى كاروانى عظيم به شهر كونين رسيد و كاروان سالار از براى خواجه رغام پيشكش غلام بچهاى آورد نسيم نام . ازين دوندهء [ 126 الف ] تيزرفتارى كه هرگاه آغاز دوندگى كردى باد به گرد پاپوش او نرسيدى ، بلك خرد دوربين در هيچ زمين اثرش نديدى . بيت آن جهان گشتهء ز قيد برى * گرد عالم چو باد گرديده گشته هر جانبى به راحت و رنج * گرم و سرد جهان بسى ديده نسيم كمر خدمت خواجه رغام از روى اخلاص بربست . چون نسيم به غايت زيرك و قابل بود عجايب و غرايب عالم بسيار مشاهده [ كرده ] و آداب خدمت
--> ( 1 ) . اصل : تكين .